تبليغاتX
ஜپرستاری داخلی جراحیஜ

ஜپرستاری داخلی جراحیஜ

"You're a nurse?" that's cool, I wanted to do that when I was a kid. How much do you make?"

The nurse replied: "HOW MUCH DO I MAKE?" ...

I can make holding your hand seem like the most important thing in the world when you're scared...

I can make your child breathe when they stop...

I can help your father survive a heart attack...

I can make myself get up at 5AM to make sure your mother has the medicine she needs to live...

I work all day to save the lives of strangers...

I make my family wait for dinner until I know your family member is taken care of...

I make myself skip lunch so that I can make sure that everything I did for your wife today is charted...

I make myself work weekends and holidays because people don't just get sick Monday - Friday. Today, I might save your life.

How much do I make?

All I know is, I make a difference.

P W: you agree ? please comment . thank you

+ نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1391 5:50 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


اینجا سمنان است 

          دانشگاه علوم پزشکی

                                                      I LOVE YOU PMC


پ ن : جالبترین نکته سفرم توی شهر قم رقم خورد وقتی برای زیارت همراه جوان طلبه ای که چند سال پیش در ایرانشهر با هم دوست شده بودیم به مسجد جمکران رفتم


کوه دوبرادران که در نزدیکی مسجد بود بسیار عجیب به نظرم جلوه کرد وقتی به گفته دوست شفیقم با دقت به کوه نگاه کردم متوجه حالت عجیب این کوه شدم که به صورت چهره مردی بود که رو به آسمان در حال نیایش بود ...

+ نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1391 10:21 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


حرفهای زیادی برای نگفتن دارم ...

وقتی پاهایت یاری نکنند ...

بن بست ، همان جاییست که ایستاده ای ...!

باید باور کنیم که هر قدر به دیگران احترام بگذاریم به ما احترام خواهند گذاشت !

بیایید باور کنیم که راستگو ترین مفیدترین و دائمی ترین رفیق برای هر کس کتاب است .


دست هایش با اینکه پر از چروک هست اما خود کتابی است از روزهای رفته بر او ...

میدونم روزهای سخت زیاد داشته ...

اما همون دست ها برای تمام زخم های من مرحم هست ...

دست های مادرتون ببوسید .


پ ن :به سلامت اونایی که الان دوست داشتن کنار خانوادشون باشن

علی الخصوص مادرشون ، اما نیستن ...

تک و تنهان ، دل تنگ ، مثل خودم ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 5:34 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


Happy National Student Nurses' Day!

+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391 5:46 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


امروز کلی خبر خوب بهم رسید

یکیش اینکه یکی از مقالاتم توی پنجمین همایش دانشجویان علوم پزشکی سمنان پذیرفته شده و اگه خدا بخواد میرم سمنان تاریخش 27 تا 29 اردی بهشته ...


از من به شما نصیحت :



هرکی بهتون سنگ پرت کرد ،



شما گل پرتاب کنید ...



اما با گلدونش ... !





پ ن : هیچکس چیزی به آدم نمی دهد مگر خود او ، و هیچکس چیزی از آدمی دریغ نمیدارد مگر خود او .

بازی زندگی یک بازی انفرادی است اگر خودتان عوض شوید ، همه اوضاع و شرایط عوض خواهد شد .



پ ن : دقت کردین وقتی حقیقت رو می دونین ، گوش دادن به دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه ؟!



پ ن : آدمی روزی می میرد که نخواهد و نتواند از زیبائی لذت ببرد و درصدد نباشد که آن را دوست بدارد .


پ ن : روزتون مبارک ما ماه ای عزیز !



روزت مبارک ای سرا پا سبزی که

اولین نگاه،

اولین نفس،

اولین لبخند،

اولین فریاد،

اولین شوق و

اولین

عشق را نظاره گری...


پ ن : تو این روزها شدیدا آستانه تحریکم پایین اومده ... جوری که با کوچکترین محرک ، آنچنان سیگنالی صادر کنم که ...!!

پ ن :

uncle vegetable seller

oh ye

uncle vegetable seller

oh ye

Do you have vegetable ?

oh ye

i want a lemon

oh ye

i want you alone

oh ye

uncle vegetable seller

oh ye

I want a cherry

oh ye

your strawberry

oh ye

uncle vegetable seller

oh ye

I want coconate

oh ye

ترجمه انگلیسی شعر عمو سبزی فروش

+ نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1391 9:48 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


من تنها نیستم

ما یک جمعیتیم

که تنهاییم


پ ن : بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است

ادعایشان آدمیت

کلامشان انسانیت

رفتارشان صمیمیت...

حال....

من دنبال یکی میگردم که نه آدم باشد...

نه انسان...

نه دوست و رفیق صمیمی

تنها صاف باشد و صادق

پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن ...

هیچ نگوید...

فقط همان باشد که سایه اش میگوید

صاف و یکرنگ

زندگی به من آموخت هیچ کس شبیه حرفهایش نیست .

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1391 4:50 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی


سلام

امروز به بخش NICU  (مراقبت های ویژه نوزادان ) رفتم . بخشی که قلب پاک ترین انسان های روی کره زمین با سرعت زیاد می تپید و برای مبارزه با مرگ با عجله نفس میکشیدن !

بیشتر این کوچولوها برای فرار از فضای تنگ و کوچک رحم مادر عجله داشتن ولی یکیشون که حدس میزنم میدونسته این دنیا چه خبره ترجیح داده بود با تاخیر به دنیا بیاد ! ( post term )


نام بیمار : گل پری

جنسیت : پسر

به نظر شما خنده دار نیست ؟

من که هنگ کرده بودم تا وقتی فهمیدم بچه ها با اسم مادرشون بستری میشن :)


امروز با تک تک سلول های بدنم درک کردم که معنای تنهایی این نیست که با کسی رابطه عاشقانه نداری ، تنهایی یعنی بچه ی 5 روزه ای که گذاشته بودنش سر راه !!!

پرسنل اسمش رو گذاشته بودن کوروش کبیر !

اینقد این بچه ناز بود که خدا میدونه

اگه می دادنش دست من دورسته می خوردمش ! صورتش نصف کف دستم بود ! کاش میتونستم به فرزندی قبولش کنم .


پدر و مادری که برای ارضای غریزه ای این پسر معصوم رو محکوم به زندگی کرده بودن به نظرم بی رحمترین موجودات این کره ی خاکی هستن !


پ ن :صبح از سرویس جا موندم دیرم شده بود ماشین گرفتم برم بیمارستان ایران ، تا رسیدیم بیمارستان 3 بار ماشین خاموش شد و من هولش دادم :(

پ ن : یعنی من خودم رو یه لحظه جای این دخترای مجرد میذارم خیلی حالم گرفته میشه که پسر خوشتیپ و خوشگل و تحصیل کرده ای مثل من قصد ازدواج نداره :)

پ ن : سربازی واسه پسرا مثل حاملگی واسه خانوم هاست هر دو ظاهرتو خراب میکنه و هر کی می بینتت میپرسه چند ماه ته !

عكس يادگاري من و داداش كوروش !

علي و كوروش

+ نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391 6:38 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


باران خیس شرم بود

وقتی که کودکی

با کفش پاره

و چتری که نداشت

کنار ترازو

به یاد سرفه های خشک مادرش

خیس می شد

و

کمی بعد

در خیابان بی ترازو

باران ، رگبار شد .

...

 

هوای بارونی رو دوس دارم از اینکه زیر بارون قدم بزنم لذت میبرم

خوشبختی یعنی نترسی که زیر بارون خیس شی  !

پ ن :

سرکار خانم نسترن حیدری خیاط

با سلام

احتراما به استحضار میرساند ، مقاله ارسالی جنابعالی و همکاران ( حسن شریفی پور و علی کلبعلی ) تحت عنوان :

پیشگویی مرگ و میر بیماران ترومایی با استفاده از نمره ی بازنگری شده تروما در ۲۴ ساعت اول بستری شدن در بیمارستان خاتم الانبیا ء ایرانشهر

در جلسه هیئت تحریریه مطرح شد و جهت چاپ در *ماهنامه علمی پژوهشی تحقیقات علوم پزشکی زاهدان * در قالب مقاله پژوهشی مورد پذیرش قرار گرفت .

دکتر علی مقتدری

سردبیر مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان

پ ن : مثل موش آبکشیده وارد سالن دانشکده شدم آمده بودم از زحمات خانم حیدری بابت مقاله تشکر کنم وقتی دیدمشون و مطمئن شدم دانشکده تشریف دارن رفتم شیرینی سرا و یک جعبه شیرینی گرفتم بارون شدید همه وجودم رو کاملا خیس کرده بود آمدم تو اتاق اساتید در جعبه رو باز کردم چشمتون روز بد نبینه یهو یک حشره بزرگ سیاه رنگ از تو جعبه پرواز کرد چهره منو تصویر کنید ...

استاد حیدری و استاد پژمان خواه رو تصور کنید ...

هر طور بود تعارف کردم و اساتید شیزینی برداشتن از اتاق خارج شدم تا اگه دوست نداشتن شیرینی رو نخورن ...

توی دانشکده هر کی رو دیدم شیرینی بهش تعارف کردم هر کی می پرسید مناسبتش چیه میگفتم مقاله من چاپ شده ...

تو سایت بچه ها نشسته بودن من با شیرینی وارد شدم در کمتر از یک ثانیه شیرینی ها خورده شد  !

 

حدس میزنم سرما سختی خواهم خورد

می لرزم

پ ن :يه روز يه كاميون گلابي داشته توي جاده مي رفته كه يه دفعه مي‌افته توی يه دست‌انداز، يكي از گلابي‌ها مي‌افته وسط جاده، بر مي‌گرده به كاميون نگاه مي‌كنه و ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! گلابي‌ها ميگن: گلابي، گلابي! كاميون دورتر مي شه، صداشون ضعيف‌تر مي شه. گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! گلابي‌ها مي گن: گلابي، گلابي! باز كاميو...ن دورتر ميشه، گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! اما صداي گلابي ديگه به گلابي‌ها نمي‌رسه! گلابي‌ها موبايل راننده رو مي گيرن و زنگ ميزن به موبايل گلابي، اما چه فايده كه گلابي ايرانسل داشته و توي جاده آنتن نمي‌داده! گلابي يه نفر روپيدا مي‌كنه كه موبايل دولتي داشته، زنگ مي‌زنه به راننده و مي گه: گوشي رو بده به گلابي‌ها، وقتي كه گلابي‌ها گوشي رو مي گيرن، گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی ادامه داستانم براتون بگم ؟

پ ن : زرنگی رو از مغز یاد بگیرید ! کارهای احمقانه اش رو مییندازه گردن قلب !

پ ن : استادم میگفت : نسل باهوش داره منقرض میشه آخه بیشتر از یک بچه به دنیا نمیارن :)

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391 5:38 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


شونه آدم که هیچی ...



شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش

یه دل سیر گریه کنیم !


پرسپولیس امروز میخوام بترکونی ...

جرم های بیمارستانی روز به روز افزایش پیدا میکنه . هر روز شاهد جنایت و سرقت ها درون بخشی هستیم . سرقت از کمد پرسنل خانم بخش اورژانس حواشی زیادی ایجاد کرد . متاسفانه پرستاران در بیمارستان هیچگونه امنیتی ندارند ...

آقا ا م ن ی ت نداریم

پ ن : باید میبردیم که خوب نبردیم ، این دیگه اعصاب خردی نداره ! یه روز برده یه روز مساوی یه روز باخت . به این فکر کنیم که هنوز با 8 امتیاز صدریم ! فقط حیف از گل علی کریمی که پرپر شد .. حیف .. باید میبردیم ... باید !!!

+ نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391 12:24 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


ای کاش خدا از پشت ابرا می اومد بیرون محکم گوشمو میگرفت داد میزد آهای بشین سرجات ، اینقده غر نزن ، همینه که هست !




بعد چشمک بزنه آروم بگه نگران نباش همه چی درست میشه .



پ ن : دوستانی که نظر های رکیک میذارن شرمنده نمیتونم ثبتشون کنم به هر حال ممنونم :)

پ ن : این روز ها آدمها قیمت هر چیز رو میدونن ولی ارزش هر چیز رو نمیدونن !!

پ ن : خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد ... بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد !

پ ن : سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رویا هستی !

پ ن : it would be a good thing if God came and said : i have been only joking with you ALL ALONG . I just wanted to see IF/WHETHER you could TAKE it

پ ن : بازگشت شکوهمندانه پشه ها رو تبریک می گم ماشالله تو این چند ماه چقدم بزرگ شدن :(

پ ن : خدایا من رو از شر دوستانم حفظ کن دشمنانم رو به خودم بسپار !

+ نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391 11:52 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


استخدامي91 ارديبهشت ميياد ميخاستم يه همت كنيم به گوش مسئولان برسونيم
كه ما ترم اخري ها كه خرداد تموم ميكنيم واوايل تير هم حين طرحيم(شروع طرح ميكنيم) حق شركت درازمون داشته باشيم --تا ازمون برگزار بشه ونتايج بياد اواخر تير ميشه... ما اون موقعه حين طرحيم
لطفا به همه اطلاع رساني كنيد واين نكته نظر را به مسولان برسونيم

تماس با اداره كل منابع انساني و پشتيباني
آدرس : تهران- شهرک قدس- بلوار فرحزادی- بلوار ایوانک- بين خيابان فلامك و زرافشان - ساختمان مرکزی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی- طبقه دهم
شماره تلفن : 88363850 و 81452638 021 شماره نمابر : 88363849


منبع : ♣ஜاز پیلــــه تا پروانگیஜ♣


با تشکر از امید آقای عزیز

پ ن : کاشکی علم انقدر پیشرفت میکرد که میتونستم از همین جا بوسیله اینترنت شصت پامو بکنم تو چشم بعضیا !

پ ن : hinurse یک ساله شد مثل بچه خودم دوسش دارم !

پ ن : الان آمار گرفتم توی این یک سال هر روز 51/44 نفر از hinurse بازدید کردن آمار قابل قبولیه :دی

+ نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391 11:7 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


گذشته ی من گذشت ..! حتی می توانم بگویم درگذشت... و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم ..... خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..! ولی دیگر بس است! ... ... ... من به شروعی دیگر می اندیشم و به شروع زندگی دیگر و حس ناب تازه شدن...

+ نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391 1:16 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام

لحظه سال تحویل من خواب بودم چقدر خوش گذشت یک سال خوابیدن ! سلامتی اون سربازی که لحظه سال تحویل نگهبان بوده ...

تاریخ اعزام به کربلا دوباره تغییر کرد امروز دوستم زنگ زد و گفت هفت اردیبهشت میریم نمیدونم حکمتش چیه اینقد عقب می افته حالا خدا کنه هفتم بریم ، من یک هفته قبل عید از کارورزی ها غیبت کردم واسه اردوی راهیان نور ( ممنونم از استاد خوبم خانم حیدری که اجازه دادن ) احتمالا دو هفته هم واسه کربلا غیبت کنم خدا بهم رحم کنه !



واسه بابام اس ام اس اومده شما برنده 500 کیلوبایت اینترنت رایگان شده اید اومده میگه اینم عیدیت ! ببین کجا میدن برو بگیر !

تاجیک ها اسکناس 20 سومونی با تصویر شیخ الرییس ابوعلی سینا دانشمند بزرگ ایرانی منتشر کرده اند و او را تاجیک خوانده اند . اینو گفتم اگه فردا روز دیدین عکس من رو روی دلار چاپ کردن تعجب نکنید  !

تحقیقات دانشمندان اخیرا نشون داده : گذر زمان هیچ چیز رو حل نمیکنه فقط ماست مالی میکنه !

به اندازه مرگ بیزارم ، از کسی که در دلش چیزی دارد و بر لبانش چیز دیگر ...


پ ن : 9 فروردین روز ولادت حضرت زینب و روز پرستار رو پیشاپیش به جامعه پرستاری ایران تبریک عرض میکنم .

کسی که وقت سحر سخت کوش و بیدار است / فرشته ایست که نام خوشش پرستار است

سلامتی وجودش بخواهم از یزدان / یقین که حافظ او، ذات پاک دادار است . . .

+ نوشته شده در شنبه 5 فروردین1391 1:9 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


با کاروان به نور سفر کردم !

الان خرمشهر هستم کنار مسجد جامع !


پ ن : بسیار سفر باید تا پخته شود خامی ...

پ ن : برای سلامتی علی دایی اسطوره فوتبال کشورمون دعا کنید .

پ ن : سال 1390 هم گذشت ...

بعضیا دلشون شکست ...

بعضیا دل شکوندن ...

خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها ...

گریه کردیم ...

خندیدیم ...

خیلی ها از بینمون رفتن و خیلی ها وارد زندگیمون شدن ...

حالا فقط 2 روز مونده ،

2 روز از یک سال خاطره که گذشت ... !

و 2 روز به تموم شدن سالی که با همه خوبی ها و بدی هاش ، میره و ازش فقط یه مهر *1390* زیر این خاطره ها به جا میمونه .

سالی سرشار از موفقیت و خوشبختی برای همه شما عزیزان آرزو دارم .

+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1390 7:19 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست             آنقدر سیر بخند که غم از رو برود

+ نوشته شده در شنبه 20 اسفند1390 12:46 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی



سخت ترین قسمت نوشتن پیدا کردن یک موضوع که ارزش نوشتن داشته باشه ، گاهی اوقات گفتن حقیقت برای آدم گرون تموم میشه ، چقدر سخته کلی حرف واسه گفتن داشته باشی ولی نتونی بزنی !

سکوت کنی !

سخت تر میشه وقتی سکوتت رو نشانه ندونستنت میذارن ! روزی که زندگیمو ببازم این سکوت رو میشکنم !

از آقای اصغر فرهادی تشکر میکنم که یک موضوع با ارزش برای نوشتن در اختیار من گذاشت ! آقای فرهادی عزیز منمونم که دل اینهمه ایرانی رو شاد کردی شما اولین ایرانی هستین که اسکار رو برده ! خیلی وقت بود طعم ایرانی بودن یادم رفته بود ، خیلی وقت بود طعم غرور یادم رفته بود ، چه شیرینه طعم غروری که تو این زمونه تلخ بهم دادی .


اصغر بی تو سردمه ای عشق من !



متن سخنرانی اصغر فرهادی در اسکار

سلام به مردم خوب سرزمینم

ایرانی های زیادی در سراسر جهان در حال تماشای این لحظه اند و تصور میکنم که خوشحالند . نه فقط به خاطر یک جایزه مهم ، یک فیلم یا یک فیلم ساز .

آن ها خوشحالند چون در روزهایی که میان سیاستمداران حرف از جنگ ، تهدید و خشونت تبادل میشود ، نام کشورشان ایران از دریچه با شکوه فرهنگ به زبان می آید.

فرهنگی غنی و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده است .

من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم میکنم . مردمی که به همه فرهنگ ها و تمدن ها احترام میگذارند و از دشمنی و کینه بیزارند .


پ ن : دیالوگ شهاب حسینی در جدایی نادر از سیمین :

من زندگیمو باختم حاج آقا منو از حبس میترسونی ؟!!

برو از خدا بترس ...

پ ن : عشق را باید باور داشت ولی نباید ساده باور کرد  !    جمله ای زیبا از دوست خوبم اسماعیل حمیدیان

پ ن : نقطه مقابل عشق نفرت نیست بی اعتنایی کردنه !!!

پ ن : میزان رای ملت است عمو فیلترچی هوای ما رو داشته باش !

+ نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1390 4:31 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


 

این روزها دستم به نوشتن نمیرود

تقصیر من نیست

نوک مدادم شکسته است

دلم هم !!!

چه بگویم ...

آن هم شکسته است ...!!

 

این روزها زندگی را سرد سر میکشم

طعم بیهودگی میدهد

و اجبار

 

این روز ها

میل و رغبتم را

چیزی شبیه به

مرگ جویده است .

 

پ ن : امروز گفتن 10 فروردین ما رو میبرن کربلا :(

پ ن : بیمار من مرخص و کارورزی ICU تموم شد :(

پ ن : داشتم بیمارم رو گاواژ میکردم استادم گفت یادت نره NGT رو بشوری گفتم با آب ؟ گفت پــ ن پــ با وایتکس :(

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1390 5:36 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام

چند وقته غیبت داشتم امیدوارم از نبود من ناراحت نشده باشید عزیزان

اصل حالتون چطوره ؟

اگه از احوال من بپرسین من خوبم و اوضاع به کامه !

بالاخره ترم آخری شدیم و روزهای خوبی رو توی بیمارستان سپری میکنیم .

۵ اسفند هم اگه خدا بخواد با بچه ها میریم کربلا .

توی بخش سوانح و I see You به این نتیجه رسیدم که عمر دست خداست ، پراید فقط وسیله است !

 امروز بیمار من یک آقای 28 ساله بود که  توی بخش ICU بستریه ، پزشک فوق تخصص بعد از بازدید بیمار ORDER داد 10 cc پتاسیم کلراید 15% منم رفتم 10 cc رو براش آماده کردم قبل از اینکه به بیمار داروشو وصل کنم رفتم و آزمایشاتش رو چک کردم متوجه شدم پتاسیم بیمار بالاتر از حد نرماله ، به مسوول بخش خبر دادم و بعد از تماس با پزشک پتاسیم کلراید DC شد .

استاد وقتی شنید این کار منو گفت ترکوندی !

پ ن : امان از دکتر بی سواد .

این بیت تقدیم به همه ی پرستاران عزیز

ما شقایق های باران خورده ایم                            سیلی نا حق فراوان خورده ایم


پ ن : بی احساس ترین آدم های امروز با احساس ترین آدم های دیروز هستند !


پ ن : جا داره از آقای دهقان بابت زحماتشون در ایستگاه پرستاری تشکر کنم . از همه دوستان پرستار دعوت میکنم توی ایستگاه پرستاری ثبت نام کنن !

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1390 5:55 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


مردی و نامردی ، جنسیت سرش نمی شود ، معرفت که نداشته باشی ، نامردی

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود !

گرچه آدم زنده بود !

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن1390 2:54 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی


عاشقتم پرسپوليس ، گل كاشتي ايمون زائد دمت گرم دنيزلي . استقلالي ها بازي قشنگي بود شما رو هم دوست دارم !

‎‏ پ ن :‏ چقدر سخته اينهمه حرف رو كيبورد روبروت باشه ولى نتونى يك كلمه از حرف دلتو بنويسى!

+ نوشته شده در جمعه 14 بهمن1390 0:26 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام به همه

از این به بعد هر کس رو بخوام نفرین کنم میگم انشالا بری گذرنامه بگیری ! امام حسین من که میدونم آخرش نمیشه بیام ولی دارم تلاشمو میکنم اگه یه وقت جور نشد ازم ناراحت نشی دیگه خلاصه معذرت !

گفته بودم واسه محرم تو دانشکده نمایشگاه داشتیم مسولین دانشگاه هنگام بازدید گفتن بچه ها رو با هم میفرستیم کربلا قراره ۲۷ بهمن کاروان ما اعزام بشه ولی من چشمم آب نمیخوره که رفتنی باشم . مشکلم گذرنامه است دعا کنید تا قبل اعزام گذرنامه منم برسه منم اگه رفتم جبران میکنم !

خدایا من که اسمم ایوب نیست حتما یک اشتباهی پیش آمده !

با افزایش قیمت طلا دلم واسه اونایی که گفتن مهرم حلال جونم آزاد خیلی میسوزه شاید شما هم بدونید کجای اونا میسوزه !

.

.

.

.

بوی دماغ سوخته میاد !

در مورد گلشیفته هم ترجیحا سکوت میکنم فقط دلم واسه خانواده اش میسوزه !

 

 

پ ن : اونی که فکر میکنه من به یادشم باید بهش بگم که درست فکر میکنه هر وقت توی فکر تو غرق شدم احساس خفگی به من دست داد !

 پ ن : رفتم حوضه نظام وظیفه گواهی اشتغال به تحصیل دانشگاه رو دادم به آقاهه میگه : دانشجویی ؟ گفتم : پ ن پ آمدم معافیت تحصیلی بگیرم برم اول دبستان ثبت نام کنم !


 پ ن : باید اعتراف کنم من به عزیزان معتاد حسادت میکنم آخه شما نمیدونید اینا چه حالی میکنن !

پ ن : گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی ؛ وقتی می مانی و تحمل میکنی ، از خودت یک احمق می سازی !

پ ن : جدایی نادر و سیمین افتخار آفرینی کرد این است دنیای امروز ...

نگاه کودکش پر از آرزوست ...

نگاه جوانش پر از حسرت ...

و نگاه سالمندش پر از افسوس ...

ای روزگار چه کردی با ما ؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390 11:30 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی |


بدترين بيماري دنيا سرماخوردگيه چون هيچيت نيست ولي همه چيت هست .

پ ن : شل كن عمو . . . درد نداره ! تلخ ترين دروغ تاريخ در تزريقات

پ ن : سلامتي دستمال كاغذي كه آبروي آدم رو حفظ ميكنه و نميذاره نا محرم اشك بيني تو ببينه

پ ن : سينوزيت گرفتم يعني زندگي ارزش اين رو داشت ؟

پ ن : رو اعصابم راه ميره پني سيلين لعنتي تا قبل تزريق بدنم مثل بيد ميلرزيد

پ ن : انسان "موجوديست" كه زياد ؛موجود؛ نيست !

+ نوشته شده در جمعه 23 دی1390 11:52 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


 
 
      دو روز قبل امتحان :
.امروز رو استراحت مى کنم . از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن !
.
.
يک روز قبل امتحان :
.

.

.

ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥﺩﺍﺭﻳﻢ،
ﮐﻮﻭﻭ . . . ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ
.
.
چيزى نيس درسش آسوونه
.
.
شب امتحان :
.
واااى چقدر زيااااااده .. نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم
.
.
صبح امتحان:
.
واااااااااى .. چراااا من بيدااااااار نشدم .. هيچى نخووووندم .. هيچى بارم نيس .... خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم
.
.
بعد امتحان :
.
اين يکى رو هم که ... زديم . حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه

 

 

پ ن : آخه تویی که آخر ترم اینقدر پول کپی کردن جزوه میدی خداییش چقدر این جزوه ها رو میخواهی بخونی ؟
اون پولو بنداز صندوق صدقات شاید فرجی شد ، یا همون رو بده استاد قبولت میکنه .

 



 

 

پ ن : از چي بگم برات ؟ انتظار داري چه چيزي از جيب من در آد ؟ جز يه کاغذ سفيد پاره ؟ خب آره رفيق تقلب توشه ولي باخودکار سفيد! تو هم مثل مني کم درد نداري ، درد اصليت اينه که علاقه اي به درس نداري . من کسي نيستم با اين امتحانا دردم بگيره ولي اين نمره ها رو کي ميخواد گردن بگيره ؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه 18 دی1390 11:45 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام به همه

بزرگترین هدیه ایی که میتوان به کسی داد زمان است . چون هنگامیکه برای یک نفر وقت میگذاری ، قسمتی از بهترین روزهای زندگیت را به او داده ایی که دیگر باز نمی گردد .  

ممکنه برای شما هم پیش آمده باشه که با قضاوت غلط موجبات شرمندگی خودتون رو فراهم کنید ! شاید بدتر از این احساس وجود نداشته باشه که وسط بحث یهو بفهمی حق با طرف مقابله و تو رسما داری زر میزنی ...

 

اصولا همه ی ما دانشجویان طالب استادهایی هستیم که گیر تو کارشون نباشه استادی که به دانشجو گیر نده رو به چشم بهترین نگاه میکنیم .

منم مثل شما از همین تفکرات پیروی میکردم تو کارورزی بدون استفاده از لایه های بالایی و خاکستری رنگ مغز (فرآیند تفکر) تنها با استفاده از رفلکس های نخاعی قضاوتی غلط کردم که برام گرون تمام شد .

از پشت همین تریبون اعلام میکنم هیچ وقت از روی ظاهر افراد در مورد باطنشون قضاوت نکنید .

الان به همراه همکلاسی های خوبم آمدیم زاهدان تا دوره کارورزی روان رو پشت سر بذاریم بعد این ۱۰ روز رسما ترم آخری میشیم .

هوای اینجا با ایرانشهر حداقل ۱۵ درجه سانتی گراد اختلاف داره به دلیل سردی هوا در روز کمتر از یکبار آب به دست و صورتمون میزنیم .

خوابگاه های زاهدان با خوابگاه خودمون توی ایرانشهر قابل مقایسه نیست دانشجو های اینجا خیلی قانع هستن !!!

 

آدم وقتی به بخش روان میره با اینکه بیشتر بیماران شاد اند و لبخند از لبشون جدا نیست دلش بیشتر میگیره . تو بخش روان یک جمله فلسفی از یک بیمار شنیدم که خیلی برام جالب بود

گفت : خوشا به حال کسی که همه کس دارد !

 

 

در ضمن فرا رسیدن ایام پر استرس فرجه ها و امتحانات رو به همه ی دانشجویان در همه ی رشته ها تسلیت عرض میکنم میدونم همه شب امتحانی هستید

شب زنده داران عزیز

به لحظات ملکوتی دعای *غلط کردم از ترم بعد میخونم*نزدیک می شویم ...ما را از یاد نبرید ...

التماس دعا



پ ن : یکی از بهترین تفریحات سالم ما که سر شار از هیجان و شادی و ورزش هست اینکه شب ها با هم میریم تو کوچه ها زنگ در خونه ها رو میزنیم و در میریم ، نمیدونید چه حالی میده پیشنهاد میکنم حتما تجربه کنید .

 

پ ن : ديروز رفته بودم درمانگاه آمپول‎ ‎بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره! همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت: "بسم الله الرحمن الرحیــــم" منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم: "اشهد ان لا اله الا الله"! هیچی دیگه... انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..

 

+ نوشته شده در دوشنبه 12 دی1390 11:53 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام دوستان خوبم

همیشه حادثه برای دیگران نیست !

شاید یک روز نوبت من بشه ...

کارت اهدای عضو


پ ن : وقتی از دنیا هیچ چیز نخوای متوجه میشی همه چیز داری !

+ نوشته شده در یکشنبه 4 دی1390 8:58 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام

فردا شب ميگن شب يلداست !

من شنيدم طولاني ترين شب ساله !

فردا شب آخر پايزه !

زمستون داره مياد !

عمر منو شما داره ميگذره !

همه پيشاپيش اين شب رو تبريك ميگن !

دلم ميخواست اين شب رو خونه بودم !

دلم واسه قديما تنگ شده يادم مياد كوچيك كه بودم مامانم خودش برامون تخمه سرخ ميكرد ! نه آبپز ميكرد ! دم ميكرد ! نميدونم چيكار ميكرد خلاصه درست ميكرد با نمك و آبليمو ...

يك چادر وسط پهن ميكرد همه ميشتم روش تخمه ميشكستيم من بلد نبودم تخمه رو درست بخورم با پوست ميجوييدم داداش و آبجي هاي بزرگم نوبتي واسم تخمه ميشكستن ميدادن من بخورم . مزه اون تخمه ها رو هيچ وقت فراموش نميكنم منم با بوسه ازشون تشكر ميكردم خدايا اون روز ها من چقدر خوشبخت بودم اون قديما شب يلدا هندونه كه ميخوردم شب تو ... 

كاش بزرگ نميشدم !


عزيزان اين شب رو از صميم قبلم باز اشتباه گفتم از صميم قلبم به همه تبريك ميگم !

براي همه ي شما آرزوي خوشبختي و سعادت دارم .

يلداتون سر شار از محبت .



پ ن : چهارشنبه همین هفته در مورد آریتمی های شایع حین CPR  سمینار دارم که تو بیمارستان ایران برگزار میشه برام دعا کنید که خوب ارائه بدم . 

پ ن : یک نظر سنجی هم خیلی وقته تو وبلاگم گذاشتم عزیزانی که شرکت نکردن حتما شرکت کنند !

+ نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1390 11:0 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


 

سلام یک مطلب غم انگیز به زودی نوشته میشود الان خسته ام

دیروز عصر آمدم براتون خاطره تلخ پریروز صبح رو بنویسم کلی زحمت کشیدم تایپ کردم آخرش بود که یهو برق خوابگاه رفت و من موندم و حوضم ...

حالا بخونید ببینید پریروز برای من چقدر سخت گذشته .

اولین روز کارآموزی سوانح نه ببخشید کارورزی سوانح بود استاد گفته بود CPR رو بخونید ، منم چون نمیشه با CPR شوخی کرد آخه جون یک انسان در میونه حسابی درس خونده بودم . اول صبحی تا یادم نرفته بگم رفتیم بیمارستان ایران آخه یکی از بچه ها سمینار ایمنی بیمار داشت و تو سمینار شرکت کردیم ساعت 9:20 برگشتیم بیمارستان خاتم بخش سوانح خلوت بود استاد در اولین فرصت دستگاه الکترو شوک رو بهمون توضیح داد بعدش ما ترالی رو چک کردیم و کمبود هاشو گزارش کردیم عقربه ها بدون توقف در حرکت بودن بحث گروهی رو با محوریت احیای قلبی ریوی شروع کردیم هر کس هر چی در مورد احیا میدونست میگفت من راه هوایی رو توضیح دادم و هر جا رو متوجه نمیشدیم از استاد میپرسیدیم .

به صورت تئوری احیا رو یاد گرفتم اون روز ، ساعت نزدیک 12 بود جلسه پرسش و پاسخ ما هم تموم شد وقتی وارد بخش شدیم دیدم کلی بیمار آوردن از همه دلخراش تر دختر بچه تقریبا 7 ساله ای بود که تمام صورتش سوخته بود دلم براش سوخت . تقریبا روی همه ی تخت ها بیمار بود و ربع ساعت دیگه به پایان کارورزی نمونده بود که یک بیمار بد حال تصادفی آوردن لگن بیمار شکسته بود و خونریزی داخلی داشت ، داشت فرایند شوک هیپوولومیک رو تجربه میکرد با استاد مشغول انجام دادن کارهای این بیمار شدیم رگ گرفتیم اکسیژن دادیم و رینگر وصل کردیم بیمارمون ارست کرد من رفتم کد 99 رو اعلام کردم خوشبختانه یک دکتر متخصص جراحی که پاکستانی هست به کمکمون آمد و هدایت تیم درمان رو به عهده گرفت برای بیمار لوله گذاشتیم خونشو فرستادیم آزمایشگاه که دیدم یکی از اساتید دروس عمومی ما سراسیمه وارد شد و گفت بیمار از اقوام نزدیک ایشون هستند از آنجایی که این استادمون آدم خوبی بود قید رفتن به خوابگاه رو دسته جمعی زدیم و موندیم برای کمک به پرسنل تا وقتی 2 واحد خون بیمار به دستمون رسید تقریبا 5 لیتر رینگر لاکتات به مریض وصل کرده بودیم گروه خون بیمار متاسفانه O منفی بود که کمیابه بانک خون هم بیشتر از این دو واحد خون نداشت . مریض بعد از دریافت 2 واحد خون برگشت بیقرار بود دستاشو به تخت بستیم I SEE YOU تخت خالی نداشت مریض رو توی بخش سوانح بستری کرده بودن ما هم بالای سرش ساعت 2 شده بود که متوجه شدم بیمار ارست کرد فوری کد رو اعلام کردیم و ماساژ دادیم و دارو آمبو مریض برگشت همه پرسنل میگفتن این مریض میمیره خون تجمع یافته توی لگن کاملا مشهود بود دکتر ارتوپدی و جراح مغز و اعصاب هم آمدن نظرشونو دادن ساعت 3 دوباره بیمار ارست کرد این بار خودمون تنهایی CPR کردیم بازم مریض برگشت ساعت 4 شد یک تخت رو تو ICU واسه این بیمار خالی کرده بودن  منتقلش کردیم به اونجا چند دقیقه بعد توی بخش ICU ارست کرد اینبار دیگه کاری از دست ما بر نیومد و بیمار توی چهارمین احیا پر کشید و به سرای جاودانه رفت 

خدا رحمتش کنه 

خیلی خسته بودم تا رسیدم خوابگاه اول وبلاگ رو چک کردم و بعد خوابم برد و ساعت 10 شب از خواب بیدار شدم تمام اتفاقات اون روز از جلوی چشمم عبور کرد کتابم رو برداشتم و شروع کردم بخش احیا رو دوباره خوندن ...

 

پ ن : چند روز پيش تو اورژانس كارورزي بودم  حركت ناشايست 2 تا دانشجو منو عصبي كرد آخه چرا بايد يك دانشجو اينقدر ... باشه كه وقتي مياد بالاي سر بيمار بينيشو با دستمال كاغذي بگيره و وقتي ازش ميپرسي چرا اين كارو كردي با صداي بلند جواب ميده آخه بووو ميدن !!! البته شايد كار من درست نبود كه اون دو تا رو از بخش انداختم بيرون ولي به نظرم لياقتشون بيش از اين نبود .

پ ن :  براي دوستم مشكلي پيش آمده بردمش پيش دكتر جراح گفت بايد عمل بشه براش دعا كنيد زودتر خوب شه .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1390 4:54 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


صبر كن سهراب ............


                          قايقت جا دارد ؟

                                                 منم از همهمه اهل زمين دلگيرم !

+ نوشته شده در شنبه 19 آذر1390 0:0 قبل از ظهر توسط علی کلبعلی


به سلامتی کسی که بیخیالمونه ولی تو خیالمونه!

به سلامتی اونایی که تو این هوای دونفره با تنهاییشون قدم میزنن...

به سلامتیه دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین.چون یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم

به سلامتی همه ی اونایی که ما رو همین جوری که هستیم دوس دارن وگرنه بهتر از ما رو که همه دوس دارن...

به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست!

به سلامتی فیل نه به خاطر خرطوم درازش به خاطر اینکه کف پاش صافه از سربازی معافه!

به سلامتی اون باجه تلفنی که تو بارون میرفتی زیر سقفش..یه دونه دوزاری مینداختی توش...یه ساعت حرف میزدی.آخرشم پولتو پس میداد.

به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره ولی یه س.ر.ه.ن.گ با سه تا ستاره اش دهن عالم وآدمو سرویس کرده...

+ نوشته شده در جمعه 18 آذر1390 6:3 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


سلام

حالتون خوبه ؟ امیدوارم همه خوب باشن

ولی من حالم بده !

صبح رفتم کارورزی تا لباس مقدسم رو به تن کردم کد 99 بخش داخلی رو اعلام کردن !

45 دقیقه ماساژ ، آمبو و دارو فقط باعث شد خواب از سر من بپره مریض آقای 45 ساله  که با تشخیص HTN بستری بود اما به رحمت خدا رفت .

خدا رحمتش کنه .

هنوز صدای شکسته شدن دنده هاش توی گوشمه

ناراحت بودم و خسته سختی کار توی این رشته امروز منو حسابی رنجوند

تو همین فکرا بودم که شنیدم کد 99 داخلی مردان !

سریع بر بالین بیمار حاضر شدم و 45 دقیقه طاقت فرسای دیگه رو تجربه کردم !

ماساژ و شوک و دارو و آمبو ...

احساس کردم اعزائیل پشت سرم ایستاده و داره به من میخنده ! نه به من بلکه به همه ی تیم CPR ...



این چند روز کشف کردم که به نیروهای بخش یکی اضافه شده

اونم یک فرشته ...



از همه ی پرسنل هم فعالتره !

مریض دوم هم به دیدار حق رفت

خداوند بیامورزدش



پ ن : دوستان عزيز روز دانشجو رو به من تبريك نگين به نظر من اين روز را بايد تسليت گفت !!!

پ ن : همه ی دانشجویانی که من میشناسم افسرده اند !!!

+ نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1390 4:37 بعد از ظهر توسط علی کلبعلی |


DESIGN BY : ALI KALBALI X

سلام از اينکه اينجا رو براي گذران وقتتون انتخاب کرديد بي نهايت ممنونم . من هم تلاش ميکنم روز به روز به اون چيزي که شما ميخواين نزديکتر بشم ( البته با کمک خود شما )

علی کلبعلی دانشجوی سال آخر پرستاری ایران سیتی
.....................................
شما تعداد محدودي از مطالب رو در صفحه اصلي وبلاگ مي بينيد ، براي دسترسي به تمام مطالب از قسمت عناوین مطالب یا آرشیو مطالب استفاده کنيد
....................................
email modir : ak.3p2p@yahoo.com
a.K3p2p@nimbuzz.com
ali kalbali@facebook.com
tell : 09383218274

کوچک باش و عاشق که عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

آموزشهای مورد نیاز بیماران
آموزش زبان
آموزش زبان انگلیسی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته اوّل خرداد 1391

هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته دوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته دوم فروردین 1391
هفته اوّل فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
هفته دوم اسفند 1390
هفته اوّل اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
هفته دوم بهمن 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته دوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته سوم آذر 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته اوّل مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم شهریور 1390
هفته دوم شهریور 1390
آرشيو


آرشیو موضوعی

تجربیات من
کمیته مشورتی دانشجویی EDC
مصاحبه با رتبه اول ارشد پرستاری ویژه 89
هــمه چـیز دربـاره ی آزمون ارشـد پرستــاری !
شب امتحان در خوابگاه
همه چيز درباره تافل
پرستار کیست ؟
نکات پرستاری
روشهای نوین در درمان زخم ها
اولین اقدامات در اشخاصی که با تصادف ربرو شده اند
نکات پرستاری برای دانشجویان
بیماری دیابت
آرشیو ایده های پژوهشی
پارامترهاي اصلي جهت تفسير گازهاي خون شرياني
لبخند تو را چند صباحیست ندیدم
مقاومت به داروهای ضد میکروبی ، یک تهدید جهانی
CBC : معمولاً این آزمایش شامل اجزای زیر است:
گزارش پرستاری
چك ليست طريقه دارو دادن صحيح توسط پرستار
Kegel exercises
مراقبت از لوله تراشه (EET)
تکنیک‌ های جهت افزایش انگیزه‌ در یادگیری زبان
مد تهويه كنترله يا اجباري درس ای سی یو
طنز شعر پرستار
زندگی در خوابگاه به روایت تصویر
ترم بالا و ترم پايين
● عفونت‌ گوش میانی(Otitis Media) :
اطلاعيه وزارت بهداشت در خصوص منابع ارشد پرستاری
منابع توصیه شده رتبه 1 پرستاری آزمون کارشناسی ارشد
گرمازدگي چيست ؟
کم خونی یا آنمی چیست ؟
معرفی سایت
دکتر مریم میرزاخانی در فهرست 10 مغز برتر آمریکا
ماما
مديريت زمان (قابل توجه دانشجويان)
دانشکده پرستاری و مامایی ایرانشهر به روایت تصویر
کامپـیوتـر زن است یا مـرد؟
تازه های CPR در سال 2010
یاد باد آن روزگاران یاد باد
دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر در سال 1490
بررسی علل سکسه و چگونگی پیشگیری و درمان آن
دلت شماره چنده ؟
ورود ممنوع !
مقابله با افسردگی
تو را از بین صد ها گل من احمق جدا کردم !!!
روز مادر
دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد
فرق درس خوندن دخترها و پسرها
تست روانسنجی ازدواج طنز
روز پدر
محتاجتم...
تقلب
شب امتحان
نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به همسرش
معرفی رشته پرستاری (کارشناسی، ارشد، دکترا)
مراحل درس خواندن
آخرین جواب به نظرات شما
دیالیز


پیوندها

وب سایت پرستاری قلب و عروق ایران ( استاد شریفی )
وبلاگ استاد میرحقی
ايستگاه پرستاري
خانه پرستار
انجمن علمي پرستاري ايران
كانون پرستاران در آمريكا
مركز جديد پرستاري
سازمان نظام پرستاري جمهوري اسلامي ايران
پايگاه اطلاع رساني پرستاران ايران
پرستاران زاهدان
وبلاگ پرستاری و مامایی شهید بهشتی
پرستار محرري
وبلاگ پرستاری و مامایی ارومیه
وبلاگ پرستاری زهرا مهرابیان
وبلاگ پرستاری توحید
دانش پرستاري
انجمن علمي دانشجويان پرستاري
وزارت بهداشت و درمان
nursing diagnosis
پرستار و جامعه
مهارت های مطالعه و یادگیری
pubmed
پرستاری
upload
مراقبتهای پرستاری
دانشجویان پرستاری بیرجند سال 88
طرف حساب پرستار فقط خداست
دانشجویان پرستاری 88 فسا
پرستار کوچولو
پرستاران
پرستاران دانشگاه علوم پزشکی اراک بهمن 87
می تونیم ارشد پرستاری قبول بشیم یا نه ؟؟؟
پرستار کوچک
پ مثل پرستار
موجودي به نام پرستار
نشريه پرستاري ايران
پزشكي_پرستاري
کوچه پرستاری... پلاک 46
پرستاري و خردمندي
نشريه الكترونيكي مقالات پرستاري
پرستاران متخصص ايران
پرستار و قانون
پرستاري 86 بندر عباس
يك پرستار
كافه پرستاري
پرستار دانشگاه آزاد قم
دانشجويان پرستاري ورودي 88_طنز پرستار
پرستاري رفسنجان
مهندسی فضای سبز زابل
دانشجویان اتاق عمل 89 زابل
پرستاران آينده
دانشجويان پرستاري ورودي 89 دانشگاه ايران
پایگاه همفکری همکاران محترم پرستاری و مامایی بیمارستان حضرت علی ابن ابیطالب(ع) زاهدان
پرستاری 89 کرمان
بچه های دانشکده پرستاری
دانشگاه در گنجه خاطرات من
وبلاگ دانشجویان پرستاری و پرستاران دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج)
مهر حق ( خاطرات يك پرستار )
پرستار ییمارستان امام علی(ع)چابهار
پرسشنامه پژوهش پرستاري
پرستاری مراقبت های ویژه
پرستار سرطان
وبلاگی مفید در رابطه با ارشد پرستاری
دانشجویان کارشناسی مامایی 87 رفسنجان
مامایی حس باشکوه ترین لحظه هاست
دانشجويان مامايي 87 شيراز
دانشجویان اتاق عمل 88 زابل
جديدترين يافته هاي مامايي
شب شعر شكر خند :)
پرستاري مهر 87 تبريز
پرستاري يعني عشق يعني 000
پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری
یک آسمون رویا
پرستار دانشگاه آزاد قم
نشریه دیدگاه دانشکده پرستاری و مامایی
پرستاران 89 همدان
بهترین پرستار
حس باران
علم پرستاری
هوشبران جوان علوم پزشکی قم
مامایی هلینا
اتیکت
پـرستاران 891 دانشگاه علوم پزشكی همدان
خاطرات یک پرستار ( پرستار داخلی )
پرستار دوست داشتنی
یک خانه مانده تا خدا
. . . سایه بان فردا . . .
:: ღ♥ღامــــید وصـــــــــالღ♥ღ ::
و ب پرستار
سفید پوشان آسمانی یزد
انجمن علمی پرستاری و مامایی تپش
LOVE ETERNAL
بچه های مامایی ۹۰ بجنورد
مامایی89ایلام
Critical Care Nursing
پرستاری کانادا
دو کلمه حرف
قلب و سی سی یو
پشت ديوار دلم
اهداي عضو اهداي زندگي ...
سيستوني
کمَلَک(پرنده ی دشت)
مچــــتّی
۩ سرای فرهنگ و هنر سیستان ۩
دانشجویان پرستاری 90 لار
گاهنامه دانشجویی صدف
منابع كنكور ارشد مراقبت هاي ويژه 90-91
پرستار مهربون
دختر تنها
اندر احوالات پرستاری
عاشق پرستاری
سوپرایز
IRAN FUTURE NURSES
تفكرات يك نوجوان
وبلاگ گل دخترای مامایی89 کرمون
دانشجویان مامایی 90
اقدامات پرستاری وسلامتی
دانشجویان پرستاری89دانشگاه آزاد اردبیل
دانشجویان رادیولوژی 88 زاهدان
وب سایت جامع رادیولوژی
بهترین پرستار
ღ❤ღعاشقانه هاي شيداღ❤ღ
*زندگی هنوز زیباست*
صهیون ستیزی
وبنوشته های یك ماما
وبلاگ رسمی علی خیری
امیر قافله عشق
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : ALI KALBALI


onLoad and onUnload Example